<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای دفتر مشق مانولیتا</title>
	<atom:link href="http://bandangoshty.wordpress.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://bandangoshty.wordpress.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 24 Nov 2009 22:54:11 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای در جمعه ای که فردایش شنبه بود با سلام</title>
		<link>http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-526</link>
		<dc:creator>سلام</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 22:54:11 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-526</guid>
		<description>جمعه ای را نمیشناسم که فرداش شنبه نباشه

ولی هستند کسانی که جمعه شون شنبه نداشت 
وقتی کارم از گریه میگذره میخندم  خرت و برت هم ندارم
  بس تا دم در هم نمیشد اصلا رفت

وقتی به غمها خندیدم  گفتندم شاد بگذار غمها دلیل شادیمان باشند ببخش بدون چشم داشت 

چقدر آگاهی و عظمت میخواهد منهم دلم میگیرد 

ولی ای کاش دلم بجای گرفتن میبخشید  
روزهاست باخیل خودم به مردمان مهر میورزم
آنانکه لایق مهرند ولی نمیدانند 
               
              
من هم قوت قلب میگیرم وقتی که فکر میکنم میرسم آنجایی که سرزمین مهراست 
تنها غذای مردمانش محبت است تنهاراز زیستن وبودن مهراست 
وچقدر عجیب است محتاجانه بگردی تا کسی را برای مهر ورزیدن بیابی و آنگاه 
انسانها نقابهایشان بکنار میرود چون بیگانه ترین وازگان را میشنوند      
        &quot;&quot;ببخش و پادش از کسی مخواه &quot;&quot;
برای مردمان جز فریب چیزی نیست 
وامروز نمیخواهم به این درد بخندم میخواهم زودتر آرام تا دم در دنیا بروم آنجا که کسی سهراب را صدا  میزد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جمعه ای را نمیشناسم که فرداش شنبه نباشه</p>
<p>ولی هستند کسانی که جمعه شون شنبه نداشت<br />
وقتی کارم از گریه میگذره میخندم  خرت و برت هم ندارم<br />
  بس تا دم در هم نمیشد اصلا رفت</p>
<p>وقتی به غمها خندیدم  گفتندم شاد بگذار غمها دلیل شادیمان باشند ببخش بدون چشم داشت </p>
<p>چقدر آگاهی و عظمت میخواهد منهم دلم میگیرد </p>
<p>ولی ای کاش دلم بجای گرفتن میبخشید<br />
روزهاست باخیل خودم به مردمان مهر میورزم<br />
آنانکه لایق مهرند ولی نمیدانند </p>
<p>من هم قوت قلب میگیرم وقتی که فکر میکنم میرسم آنجایی که سرزمین مهراست<br />
تنها غذای مردمانش محبت است تنهاراز زیستن وبودن مهراست<br />
وچقدر عجیب است محتاجانه بگردی تا کسی را برای مهر ورزیدن بیابی و آنگاه<br />
انسانها نقابهایشان بکنار میرود چون بیگانه ترین وازگان را میشنوند<br />
        &#8220;&#8221;ببخش و پادش از کسی مخواه &#8220;&#8221;<br />
برای مردمان جز فریب چیزی نیست<br />
وامروز نمیخواهم به این درد بخندم میخواهم زودتر آرام تا دم در دنیا بروم آنجا که کسی سهراب را صدا  میزد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای سلام گربه با Persian Cats</title>
		<link>http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/01/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87/#comment-525</link>
		<dc:creator>Persian Cats</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 08:54:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/01/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87/#comment-525</guid>
		<description>اوووم … داشتم فکر می کردم کاش گربه بودم.اونجوری می تونستم خودمو دراز کنم بخزم از زیر در خونه ها تو . حالا نمی دونم چرا باید دلم بخواد که از زیر در خونه ی مردم برم تو ، ولی خب ، من این طور آدمی ام . یعنی دلم می خواد همینطوری راه بیفتم تو کوچه ها ، زنگ خونه های مردمو بزنم

injasht khili bahal bod 
به سایت گربه ها هم سر بزن ... جایی برای همه دوستداران گربه ها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اوووم … داشتم فکر می کردم کاش گربه بودم.اونجوری می تونستم خودمو دراز کنم بخزم از زیر در خونه ها تو . حالا نمی دونم چرا باید دلم بخواد که از زیر در خونه ی مردم برم تو ، ولی خب ، من این طور آدمی ام . یعنی دلم می خواد همینطوری راه بیفتم تو کوچه ها ، زنگ خونه های مردمو بزنم</p>
<p>injasht khili bahal bod<br />
به سایت گربه ها هم سر بزن &#8230; جایی برای همه دوستداران گربه ها</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای در جمعه ای که فردایش شنبه بود با golak</title>
		<link>http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-524</link>
		<dc:creator>golak</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 19:03:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-524</guid>
		<description>شرمنده از بابتحال که باید می بود، هال..کُِرِِِکت بفرمایین..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شرمنده از بابتحال که باید می بود، هال..کُِرِِِکت بفرمایین..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای در جمعه ای که فردایش شنبه بود با golak</title>
		<link>http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-523</link>
		<dc:creator>golak</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 19:00:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-523</guid>
		<description>تنبل خانم باز تو ترافیک حال تا تو اتاقت ،پای  کامپیوتر گیر کردی؟ ده بجنب دیگه...انگار تا آخر دنیا وقت داره...دهههههههههههه...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تنبل خانم باز تو ترافیک حال تا تو اتاقت ،پای  کامپیوتر گیر کردی؟ ده بجنب دیگه&#8230;انگار تا آخر دنیا وقت داره&#8230;دهههههههههههه&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای در جمعه ای که فردایش شنبه بود با مح(ره)</title>
		<link>http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af/#comment-522</link>
		<dc:creator>مح(ره)</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 16:59:19 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af/#comment-522</guid>
		<description>بخچه یا همون روسری که دنبالش میگردی خونه ماست  بیا ببرش:) 000000000</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بخچه یا همون روسری که دنبالش میگردی خونه ماست  بیا ببرش:) 000000000</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای در جمعه ای که فردایش شنبه بود با فرد</title>
		<link>http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-521</link>
		<dc:creator>فرد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 16:24:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-521</guid>
		<description>حالا وقتي كه پا ميشم ميرم بيرون، تا هرجايي كه دلم ميخواد.
دلم هنوز گرفته ست.
داغونم ميكنه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حالا وقتي كه پا ميشم ميرم بيرون، تا هرجايي كه دلم ميخواد.<br />
دلم هنوز گرفته ست.<br />
داغونم ميكنه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای در جمعه ای که فردایش شنبه بود با سلام</title>
		<link>http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af/#comment-520</link>
		<dc:creator>سلام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 10:06:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af/#comment-520</guid>
		<description>آموزش وپرورش البته  مهم است  بنابراین هدف آموزش و پرورش صحیح باید در مرحله اول 

      بهبودی وضع زندگی باشد (جان دیوش)
خانه خالی کن دلا تا منزل سلطان شود  ..................    
                وقتی             تو        
    نیستی         خدا                هست   
         این            یعنی           خلاقیت  
بس هماهنگ با   طبیعت عمل کن    شاید بهمین خاطره که زمین هسته داره ولی هویج  نه

شاید  روزگاری را باید خانه بدوش بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آموزش وپرورش البته  مهم است  بنابراین هدف آموزش و پرورش صحیح باید در مرحله اول </p>
<p>      بهبودی وضع زندگی باشد (جان دیوش)<br />
خانه خالی کن دلا تا منزل سلطان شود  &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;<br />
                وقتی             تو<br />
    نیستی         خدا                هست<br />
         این            یعنی           خلاقیت<br />
بس هماهنگ با   طبیعت عمل کن    شاید بهمین خاطره که زمین هسته داره ولی هویج  نه</p>
<p>شاید  روزگاری را باید خانه بدوش بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای در جمعه ای که فردایش شنبه بود با سلام</title>
		<link>http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-519</link>
		<dc:creator>سلام</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 23:21:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-519</guid>
		<description>چند دقیقه یا ثانیه نفس خودرا نگه دار 
          ولی نمیتوان برای همیشه نفس را نگه داشت  
                                                   چون نفس کشیدن پلیست میان اعمال ارادی وغیر ارادی بدن.
                  اگرخواهان خشنودی  هستی  باجیزهای یکنواخت بسر ببر اما این                  کار روحانی                                                              نیستتتتتتت
باختر بسوی خاوراست  خاور بسوی باختر  
                                                                                              اختیارت را ببین بی اختیار    
  تو فقط باخدا میتوانی موفق باااااشی مسیح آدم   تحصیل کرده ای نیست            شاید تناقض باشد اماوقتی جلوی               بیماری روانی خود را میگیرم     روانیییییییییی تتر مییششمم 

                                                              اجازه بده دیوانه باشیم  
ولی خیلی از تحصیل کرده ها مسیحیند سعی میکنم هروز پپپپپپپپپپپ بزارم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چند دقیقه یا ثانیه نفس خودرا نگه دار<br />
          ولی نمیتوان برای همیشه نفس را نگه داشت<br />
                                                   چون نفس کشیدن پلیست میان اعمال ارادی وغیر ارادی بدن.<br />
                  اگرخواهان خشنودی  هستی  باجیزهای یکنواخت بسر ببر اما این                  کار روحانی                                                              نیستتتتتتت<br />
باختر بسوی خاوراست  خاور بسوی باختر<br />
                                                                                              اختیارت را ببین بی اختیار<br />
  تو فقط باخدا میتوانی موفق باااااشی مسیح آدم   تحصیل کرده ای نیست            شاید تناقض باشد اماوقتی جلوی               بیماری روانی خود را میگیرم     روانیییییییییی تتر مییششمم </p>
<p>                                                              اجازه بده دیوانه باشیم<br />
ولی خیلی از تحصیل کرده ها مسیحیند سعی میکنم هروز پپپپپپپپپپپ بزارم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای در جمعه ای که فردایش شنبه بود با حسین</title>
		<link>http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-517</link>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 11:11:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-517</guid>
		<description>صمیمی ترین، گرم ترین و در عین حال سوزناک ترین متنی بود که تا حالا در اینجا خوانده بودم. مرسی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>صمیمی ترین، گرم ترین و در عین حال سوزناک ترین متنی بود که تا حالا در اینجا خوانده بودم. مرسی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای در جمعه ای که فردایش شنبه بود با اميد</title>
		<link>http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-516</link>
		<dc:creator>اميد</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 19:55:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bandangoshty.wordpress.com/2009/11/13/%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b4%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%af-2/#comment-516</guid>
		<description>یا شیاطین یا شیاطین می زنم / بر در نفرین و آمین می زنم
کینه و نفرت تمام زندگی است /عشق غیر ازعشق حقّم نیست نیست
عاشق چشمان پتیاران شوم؟/ بوسه بر دستان طرّاران زنم؟
کو کجا یاری که او خود خار نیست؟ /کو طبیبی که خودش بیمار نیست؟
بس بگشتم در صدف ها در زمین / یافتم اندک شماری دُر زرین
خود هم آنان ظاهراً گوهر بدند / بلکه از نزدیک، چاقویی بلند
من کجا می گردم از بهر چه چیز؟ / گل چرا یکجاست با چاقوی تیز؟
گل کنارش آب باید نی عطش / قصّه می گویند که می سازمش
گل اگرخود در بیابان زنده ماند /انتظار یک بیابان گل نماند
از کجای این بیابان در روم؟ /از چنین در بر کدامین در روم؟
هر دری بینم درونش آتش است/بوی گل در دود آتش ناکش است
آتش آتش بیند و تیغ دوسو /زهر را گر هم شکر باشد دراو
تابه کی این قلب و این تیراست و سوز؟/ تا به کی سوهان روحی شام و روز؟
ای خدای منتقم آهم شنو/	این سکوت شام بی ماهم شنو
ای خدای منتقم اشکم ببین /کاو چکد دائم ز مژگان بر زمین
سینه ام از درد مالامال گشت /ای خدایم کی زنی پس فالگشت؟
خالقا خود دانی ام عشق تو بود/ور نه زین زندان بشستم دست زود
تو گذاری تا که با من این کنند؟/ راستی تو بر چنین جای بلند؟
توبه کردم توبه از هرچه گناه  /پس جزای چه گناه است این ، اله؟
گُل،بیابان،تیغ،سوهان،وای،وای /یک کبوتر،صد قفس،سوزن،درای
خون همی خواهم برآرم از جگر  /زهر شد در قلب جای خون تر 
یا بسوزان جان من در این قفس/ یا بسوزان قفل و زندانبان، نفس</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یا شیاطین یا شیاطین می زنم / بر در نفرین و آمین می زنم<br />
کینه و نفرت تمام زندگی است /عشق غیر ازعشق حقّم نیست نیست<br />
عاشق چشمان پتیاران شوم؟/ بوسه بر دستان طرّاران زنم؟<br />
کو کجا یاری که او خود خار نیست؟ /کو طبیبی که خودش بیمار نیست؟<br />
بس بگشتم در صدف ها در زمین / یافتم اندک شماری دُر زرین<br />
خود هم آنان ظاهراً گوهر بدند / بلکه از نزدیک، چاقویی بلند<br />
من کجا می گردم از بهر چه چیز؟ / گل چرا یکجاست با چاقوی تیز؟<br />
گل کنارش آب باید نی عطش / قصّه می گویند که می سازمش<br />
گل اگرخود در بیابان زنده ماند /انتظار یک بیابان گل نماند<br />
از کجای این بیابان در روم؟ /از چنین در بر کدامین در روم؟<br />
هر دری بینم درونش آتش است/بوی گل در دود آتش ناکش است<br />
آتش آتش بیند و تیغ دوسو /زهر را گر هم شکر باشد دراو<br />
تابه کی این قلب و این تیراست و سوز؟/ تا به کی سوهان روحی شام و روز؟<br />
ای خدای منتقم آهم شنو/	این سکوت شام بی ماهم شنو<br />
ای خدای منتقم اشکم ببین /کاو چکد دائم ز مژگان بر زمین<br />
سینه ام از درد مالامال گشت /ای خدایم کی زنی پس فالگشت؟<br />
خالقا خود دانی ام عشق تو بود/ور نه زین زندان بشستم دست زود<br />
تو گذاری تا که با من این کنند؟/ راستی تو بر چنین جای بلند؟<br />
توبه کردم توبه از هرچه گناه  /پس جزای چه گناه است این ، اله؟<br />
گُل،بیابان،تیغ،سوهان،وای،وای /یک کبوتر،صد قفس،سوزن،درای<br />
خون همی خواهم برآرم از جگر  /زهر شد در قلب جای خون تر<br />
یا بسوزان جان من در این قفس/ یا بسوزان قفل و زندانبان، نفس</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
