من آزادم : دیگر هیچ دلیلی برای زندگی کردن برایم نمانده است . همه ی دلایلی را که آزموده ام فرو شکسته اند و من نمی توانم دلایل دیگری را تخیل کنم . من هنوز جوانم ، هنوز نیرو دارم که از نو شروع کنم . ولی چه چیز را باید از نو شروع کرد ؟
تهوع/ژان پل سارتر

2 پاسخ به “”

  1. موناکو می‌گوید:

    آخ گفتی…

  2. امام می‌گوید:

    اصلا این حرفارو نزن بخدا

    من بدجوری هراسون میشم

    این همه موفق بودی تا حالا اینا چه حرفیه
    سارتر کتاب تحول نوشته اشتبا ترجمه شده باور کن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.