من آزادم : دیگر هیچ دلیلی برای زندگی کردن برایم نمانده است . همه ی دلایلی را که آزموده ام فرو شکسته اند و من نمی توانم دلایل دیگری را تخیل کنم . من هنوز جوانم ، هنوز نیرو دارم که از نو شروع کنم . ولی چه چیز را باید از نو شروع کرد ؟
تهوع/ژان پل سارتر
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این را دوست دارد.
This entry was posted on مه 11, 2010 at 6:21 ب.ظ. and is filed under Uncategorized. شما میتوانید هرگونه پاسخ به این ورودی را از راه خوراک RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
مه 11, 2010 در 6:28 ب.ظ. |
آخ گفتی…
مه 11, 2010 در 10:03 ب.ظ. |
اصلا این حرفارو نزن بخدا
من بدجوری هراسون میشم
این همه موفق بودی تا حالا اینا چه حرفیه
سارتر کتاب تحول نوشته اشتبا ترجمه شده باور کن