1+12
By bandangoshty
سبز نمی شوم دیگر
نمی دانم
شاید همین سیزده ها کسی ، گوشه ای ، گره ام زد
This entry was posted on آوریل 2, 2009 at 3:30 ب.ظ and is filed under Uncategorized. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
آوریل 2, 2009 در t 7:34 ب.ظ |
khobi doste aziz?
آوریل 4, 2009 در t 5:48 ب.ظ |
yade harfi oftadam ke vaghti dashtim az peleha miraftim bala be samte khabgah emruz behem gofti. sabz khahi shod.:** ahmagh duset daram.
آوریل 6, 2009 در t 5:34 ب.ظ |
ما سبز می شویم،
سرخ می شویم وزرد
کاش گاه مرگ برف ببارد!
آوریل 20, 2009 در t 1:28 ب.ظ |
سبز بودن
زيرش سفيد بودن
زيرش قرمز بودن
…
سبز بودن
زرد بودن
…
سبز بودن
چيده شدن
…
سبز بودن
كال بودن
…
سبز بودن
سبزه بودن
…
سبز بودن
سبزي بودن
…
سبز بودن
جوانه بودن
…
رنگي وجود ندارد واقعا
چشم ماست كه رنگي مي بيند
به رنگي مي بيند
…
ديدن
می 3, 2009 در t 5:28 ب.ظ |
khob ye chi bego!!!!
می 7, 2009 در t 8:03 ب.ظ |
تنبلی بسه دیگه ..بنویس …دفترچه ات منتظره..
می 8, 2009 در t 12:56 ب.ظ |
همچنان که بی سبزینه ای
نجوایت خاموش مباد
و دفترت سفید
می 10, 2009 در t 6:36 ق.ظ |
دوستای مجازی و غیر مجازی عزیزم ، به خدا من الان چنذ روزه که می خوام یه چیزی توی این دفتر بنویسم ولی وردپرس همکاری نمی کنه . کسی می دونه این بنده خدا چشه ؟
می 13, 2009 در t 3:01 ب.ظ |
یکنفر گره اش زده لابد ورد پرس را