Archive for ژوئن, 2008

برای تو…”کسی که بی من ماند ، کسی که با من نیست”

ژوئن 22, 2008

باشد

مثل همیشه سکوت کن

برای هیچ کس نشکنش

ولی برای من که سکوتت را تا همان آ ی با کلاه و بی کلاهش خوانده ام

همین اندازه کافیست تا بدانم که غمگینی

مانولیتا کوروزوئه !

ژوئن 19, 2008

حداقل بیاین یه سر بزنین به این پیج یتیم ما ! به خدا خمس و زکات می افته بهش . یه کامنتی هم اگه بذارین صواب داره ، میگن پل صراط لق شده ، به فکر آخرتتون باشین . واسه خودتون میگم وگرنه همه ی جهان هستی می دونن من زن دارم ! والّا !

پ.ن : گویند سخن که تنگ آید ، دل صاحبش آب شود گوساله تا بیاید بشود گاو ! حرفمان کم نیامده ولی دل دماغمان ای همچین ! حداقل کمک کنین دست آخر یه گاو از این وبلاگ متروک بیرون بیاد . مکین جان ، شما که دستت به دهنت میرسه دست ما رو هم بگیر . در عوض واسه آخرتت روم حساب کن . میگن خدا یار ما بدبخت بیچاره هاست .

من درد مشترکم ، مرا فریاد کن !

ژوئن 11, 2008

آیا دچار رخوت شده اید ؟

آیا یک عالمه کار دارید که انجامشان نمی دهید و عذاب وجدان می گیرید ؟

آیا عذاب وجدان ، شما را به یخچال هدایت کرده و مجبور به گاز زدن تمامی محتویات آن می کند ؟

آیا تمام لباس هایتان به طرز شگفت انگیزی آب رفته اند ؟

آیا کلا کرکره ها را کشیده اید و نشسته اید که مگر از آسمان سنگ ببارد و شما تکانی بخورید ؟

آیا دلتان می خواهد سرتان را به اولین دیواری که مقابلتان سبز شود بکوبید ؟

آیا در مجموع در حال دادن ِ زندگیتان به همان دو حرفی ِ معروفید ؟

دیگر نگران نباشید

یک نفر دیگر هم در این گوشه ی دنیا به درد شما مبتلاست !

علاجش حماقت است؟؟

ژوئن 5, 2008

با خودم آن چنان تنهایم
که نبض آشفته ام را می شنوم
آدم ها رو بازی نمی کنند
همیشه سنگری هست
از جنس مزاح
و یا بدتر از آن ، عشق
آدم ها جدی هایشان را در دیس شوخی ،
مادرها خودخواهی های عمیقشان را با ادویه ی عشق ، تحویلت می دهند
هیچ کس رو بازی نمی کند
اینکه چه هستی و که و کجا مهم نیست
آخر ِ بازی  همه می خواهند که دستشان را بالا بگیرند
و فریاد بزنند که ” برنده منم “
حقیقت تلخ و احمقانه ایست
که به تنهایی سوقت می دهد
که به انزوا وصلت می کند
که قلقلکت می دهد تا بگویی ” هیچ چیز بهتر از کاچیست”
حقیقت تلخیست که ذهرمارت می کند
و هوس خوردنت را از مردم می گیرد
حقیقتیست که علاجش حماقت است !!