برای جبران تنبلی ها و غیبت های مکرر و همچنین عدم دسترسی به تکنولوژی در طول هفته و البته به خاطر دل خودم ، دو تا پست رو یکجا میذارم . کسی حرفی داره ؟؟
By bandangoshty
تکه ای فلز سرد در هیئت خداوندگار سرور
این بار اوست که از کسی زاده شده َست
هیچ کس نخواهد دانست
حتی آن زمان که از پارچه ی مخملی اش درآورم و بگذارمش روی میز
کسی نخواهد فهمید
که این معجزه ی دست های توست
دیگر کاش نمی گویم
کاش روایت دلگیر و تلخ حسرت است
دوستش نمی دارم
من تو را بی آنکه جایی ثبتت کنم دارم
بی حسرت آنان که در شناسنامه هاشان مهرت کرده اند
تو قشنگی
شبیه درخت و کوه و ابر و فواره و زمین
تماشایت می کنم
بی آنکه در شاخه هایت لانه بسازم
یا در سنگ هایت غاری جستجو کنم
باز نخواهی گشت دیگر آن گونه که بوده ای
اما مهم نیست
باور کن دیگر غصه نمی خورم
زندگی کن و بخند
من تماشایت می کنم
و بی آنکه باشی دارمَت
This entry was posted on می 3, 2008 at 7:53 ب.ظ and is filed under Uncategorized. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
می 3, 2008 در t 8:05 ب.ظ |
good!
می 4, 2008 در t 6:08 ق.ظ |
از سر بسیار دارندگی نوشته شده است!! ما معمولاً داشته هایمان عین نداشتنند شما نداشته هاتان داشتنند. جای حسادت دارد خانم. جای حسادت دارد
می 4, 2008 در t 6:10 ق.ظ |
از سر بسیار دارندگی نوشته شده است!! ما معمولاً داشته هایمان عین نداشتنند شما نداشته هاتان داشتنند. جای حسادت دارد خانم. جای حسادت دارد
ژوئن 20, 2008 در t 6:20 ب.ظ |
nemidoonam chi behet begam najva vali haminghadr migam ke lezat bakhsh tarin neveshteharo baram dari.
merc